بالاترین برگشت! Balatarin is back

بالاخره سایت بالاترین برگشت سرجاش.

Eventually the balatarin website is back

پریسا Parisa

یه آهنگ خیلی قدیمی و ماندگار از پریسا

An old beautiful performance by Parisa, the traditional Iranian singer

عشق؟! ?!Love

امروز با سه دوست با ملیتهای مختلف (پاکستان، آلمان، کانادا) نشسته بودیم و در مورد پدیده عشق بین زن و مرد حرف میزدیم. یکی از دوستان که اتفاقاً دانشجوی دکترای بایولوژی بود کل پدیده عشق رو به عملکرد شیمیایی هورمونها و ساختار سلولهای بدن نسبت میداد. البته ایشون مخالف جدی پدیده ازدواج هم بود. تجربه شخصی به من میگه هر چیزی که قابلیت تعویض کردن داشته باشه تبدیل به عشق ماندگار نمیشه! مثلاً پدر و مادر رو نمیشه جایگزین کرد و به همین دلیل عشق پدر و مادر پایداره. به نظر من در ازدواج یا هر رابطه بین پسر و دختر اگر دو طرف موقعیتهای اساسی زندگی رو با هم تجربه کنند مثل بچه داشتن یا سفرها و تجارب خاص، جایگزین کردن سخت تر میشه.
یه بحث باحال هم شد: اگر هر چیزی که قراره ازدواج بهت بده رو بتونی با مسؤولیت و عذاب کمتر داشته باشی آیا ازدواج میکنی؟

Today, I was sitting with three friends with different nationalities (German, Pakistani, Canadian) and we were having an interesting discussion about the love between man and woman. One of them who was a PhD student of Biology was trying to relate the phenomenon of love to some sort of chemical reactions ofcells and hormones. He was also strongly against «marriage». My personal exprience tells me that anything that can be replaced will not become a true love!. For instance , we cannot replace our parrents and therefore their love is permanent. I think that if in marriage or any other type of relationship, if the partners exprience the important points of their lives together such as having kids or unique expriences and travels, the replaceing becomes harder.

One nice question: If you could have all you want from marriage without marriage and with less responsibility and less pain, would you marry?!

خشونت در غزه Violence in Gaza

این روزها همه متوجه اسرائیل و فلسطین هستند و کشته شدن انسانها. دراین بین با مردم که صحبت می کنم و یا وبلاگهای افراد رو که نگاه میکنم  دیدگاه دو دسته از افراد برام خیلی عجیبه. یک دسته افرادی هستند که به شدت ضد اسرائیل شدن و به همه یهودیها و اسرائیلیها فحش میدن. این دسته از افراد که تعدادشون هم کم نیست خواستار «نابودی» اسرائیل هستند. کاملاً منطقیه که حدس بزنیم که با این اعتقاد اگر روزی حماس (فلسطین) زورش رسید شاهد یک خونریزی دیگه خواهیم بود از نوع اسرائیلی. یک دسته دیگه هم افرادی هستند که معتقدند حماس و جمهوری اسلامی هر دو چیزهای خطرناکی هستند و بهتره که اسرائیل بزنه و نابودشون کنه. دسته اول دارن عزاداری میکنن و راه پیمایی راه میندازن و دسته دوم هم که شادمان هستند.  مشکل اینجاست که هیچ کدوم از این افراد فکر افراد بی گناهی که در این جریانات دارن کشته میشن نیستند.  به اعتقاد من راه خشونت و جنگ در هیچ شکلیش نمیتونه زندگی ما رو بهتر کنه. به قول کمانگیر بهتره خیلی ساده تریه قرار بزاریم: «هرکس که آدم کشت کار اشتباهی میکنه».

پ.ن.1. دوستم میگفت یه جایی بوده تو همین شهر ما که مراسم گرفته بودن واسه امام حسین. رئیس داستان میکروفن گرفته دستش شروع کرده چند دقیقه متوالی به همه خاندان یهود فحش داده. به نظر من این آقا اگر قدرت داشت سر همه یهودیا ررو میکند و شاید بیشتر از اسرائیلیها آدم میکشت.

پ.ن.2.دیشب یه شبکه تلویزیون کانادا جوونهایی رو نشون میداد که از جنگ در افغانستان برگشته بودند. یکیشون گفت: «ما بی دلیل که تو افغانستان نمی جنگیم. داریم آرامش ایجاد میکنیم». به نظر شما با تفنگ چطوری میشه آرامش ایجاد کرد؟!

01_27_07_stop_all_war_key_

These days, Israel and Palestine and the people who are being killed are the center of attention. When I was talking with with people or when I was reading the blogs, I found two weird  opinions among the people. One group are the people who are against Zionists and Israel and insult Jews or Israelis. These people believe that Israel should be destroyed!. It means that if one day Hamas has enough power, we will see another bloodshed in Israel. There are some other people who believe that Hamas and Islamic republic are both dangerous for the world and it is better to let Israel destroy them. The first group are sad and the second group are happy. But, the problem is that none of these two groups are really worried about the innocent people who are being killed in these fights. I believe that the war and the violence cannot make our lives better. I like what my friend Kamangir says: «It is much simpler to say that anyone [from any side] who kills is guilty»

P.S.1 One of my friends was in an Islamic gathering for Imam Hussein. She said that the manager of the event took the microphone and insulted the Jews continuously for few minutes. I think if that guy had enough power he would kill all Jews.

P.S.2 Last night CBC (a Canada’s national TV) was showing the youth militants who had come back from Afghanistan. One of them said: «We do not go there for nothing.  We are bringing peace to them.» Can you tell how to make peace with a gun?!

کامکارها Kamkars

یه اجرای استثنایی از گروه کامکارها در مراسم اهدای جایزه نوبل به شیرین عبادی. در باره تاریخچه و کارهای این گروه اینجا بیشتر حرف خواهم زد.

A fabulous performance by Kamkars in Nobel Price ceremony after giving the Nobel price to Shirin Ebadi. I will talk more about this group later.

پاییز آمد The fall is here

زمانی که تو ایران کوهنوردی میکردیم، یه شعری بود به اسم «پاییز آمد» که با هم میخوندیم. اگر اشتباه نکنم شعر مال گروه فدائیان خلق بود و قبل از انقلاب با مضمون مبارزاتی علیه استبداد سروده شده بود. اعضای حزب توده و فدائیان خلق به حرکتهای مردمی و همبستگی خیلی تأکید داشتندو به دلیل فضای بسته بعضیاشون در قالب کوه رفتن جلسات خودشون رو داشتند. در شعر پاییز آمد مفاهیم پاییز و ابر سیاه و قله و طوفان و خشکی صحرا به دوران خفقان و مشکلات اشاره داره و بهار هم به وضوح مفهوم آزادی رو داره. شعر بر مبارزه و امید و همبستگی مردم تأکید داره. اینجا رو هم ببینید.

When I was doing mountain climbing in Iran, there was a nice song called «The fall has come» or «the fall is here» that we would sing together. I think the song was made before the Islamic Revolution by a revolutionist group called «Fadaeian Khalgh» and is all about the fights against the dictatorship of Shah. The members of revolutionist groups would encourage all people to be together and fight against the regime. Being in such a closed and controlled environment, some of them would go to the mountains and would have their gatherings in the mountains. In this song, «Fall», «black cloud», «peaks», «storm», and «dried desert» denote the time of dictatorship and problems and «spring» obviously is a symbol of freedom. This song emphasizes on resistance, collaboration and hope

پاییز آمد
در میان درختان لانه کرده کبوتر
از تراوت باران می گریزد
خورشید از غم
با تمام وجودش
پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند

The fall is here
The bird has made its nest in trees
and is escaping from the drops of rain
The sun is sad
and is Hiding itself behind a black cloud
and cries with love

من با قلبی به سپیدی روز
به امید بهاران می روم به گلستان
همچو عطر اقاقی لابه لای درختان می نشینم
باشد روزی به ندای بهاران
روی دامن صحرا لاله روید

But I have a bright heart like the brightness of the day
I am going out with the hope for the spring
and I am sitting between the trees
and I hope one day when the spring comes
the flowers grow everywhere

شعرهستی برزبانم جاری
پرتوانم آری
می روم در کوه و دشت و صجرا
ره پیمای قله ها هستم من
راه خود در طوفان در کنار یاران می نوردم
در کوهستان یا کویر تشنه یا که در جنگلها رهنوردی شاد و پر امیدم

I am singing the song of the life
I am strong
I am going to the mountains, to the prairies and to the deserts
I am climbing the peaks
I am finding my way in the storms with my friends
In the mountains, or in the hot deserts, or in the forests, I am the one who is moving happily and full of hope

چامسکی Chomsky

اینجا زیر رو ببینید

Sorry, this post is just a link to a persian weblog about Noam Chomskey. For more information you can see here